انواع راهکارهای تعیین قیمت سیستم های مدیریت محتوا یا پورتال

سه شنبه 19 دى 1391

یکی از مهمترین پارامترهای فروش موفق یک سیستم مدیریت محتوا یا سی ام اس، طریقه قیمت گذاری آن است. در این مقاله بر آنیم تا انواع قیمت گذاری این نرم افزارها را بررسی کرده، مزایا و معایب هر یک را برشمریم.
یکی از مهمترین پارامترهای فروش موفق یک سیستم مدیریت محتوا یا سی ام اس ، طریقه قیمت گذاری آن است. اما قیمت گذاری هر محصول ، نیاز به داشتن پیش نیازهای علمی دارد و برای محاسبه قیمت یک نرم افزار ، لازم است تا پارامترهایی همچون قیمت تمام شده ، قیمت رقابتی در بازار و .... برآورد و محاسبه گردد. در این مقاله بر آن شده ایم تا انواع قیمت گذاری این نرم افزارها را بررسی کرده ، مزایا و معایب هر یک را برشمریم.
  • عدم فروش نرم افزار و دریافت مبلغ ، صرفا از طریق خدمات :
      برخی از اشخاص و شرکت هایی که روی فروش نرم افزارهای اپن سورس فعالیت می کنند و عمدتا شرکت های هاستینگ ، هزینه خاصی را بابت نصب نرم افزار ، دریافت نمی کنند و بیشتر زوم ایشان ، بر دریافت پول ، در ازای خدماتی است که به مشتری ارائه می شود. معمولا این شرکت ها ، مبلغ خدماتی از قبیل طراحی تمپلت اختصاصی ، پشتیبانی یکساله ، ورود دیتا به ازای هر صفحه و ... را مشخص کرده اند. این طریقه قیمت گذاری ، مطلوب مشتریان بزرگ و سازمان های معظم نبوده ، اما برای مشتریان کوچک و کسانی که به دنبال حداقل قیمت ها هستند ، راهکار مناسبی است.
البته اشکال این نوع قیمت گذاری در این است که نمی توان رقم دقیقی تعیین نمود و در حین اجرا و پیرو درخواست های مشتری است که رقم دقیق پروژه مشخص می گردد.
  •  ارائه قیمت ثابت برای کل نرم افزار :
     در این شیوه ، یک رقم ثابت و مشخص برای کل ماژول های نرم افزار مدیریت محتوا تعیین می شود و اصلا فرقی نمی کند که چه کسی و با چه منظوری قصد خرید آن را دارد. در اینگونه نرم افزارها ، علاوه بر قیمت نرم افزار ، خدمات قابل ارائه نیز ، کاملا مشخص و ثابت می باشد. معمولا این نوع قیمت گذاری ، در مواردی استفاده می شود که سیستم مدیریت محتوا ، ماژول های خیلی زیادی نداشته و رنج گسترده ای از سایت ها را پوشش نمی دهد.
حسن این طریقه قیمت گذاری ، در شفافیت و سادگی آن است. اما عیب آن این است که ، گستره زیادی از مشتریان ، از دست می روند. کسانی که قصد پرداخت هزینه های کمتر یا بیشتری ، نسبت به این رقم ثابت دارند.
  • پکیج بندی نرم افزار ، بر اساس مورد استفاده :
     در این روش ، ماژول های نرم افزار ، بر اساس محل استفاده ، در دسته های مختلفی ، مانند پکیج شخصی ، پکیج شرکتی و پکیج سازمانی طبقه بندی می شوند. هدف از این قیمت گذاری ، آن است که مشتری ، به سمت ماژول هایی هدایت گردد که بیشترین همخوانی را با نیاز وی دارد.
     این شکل از قیمت گذاری ، که تقریبا مرسوم ترین شیوه موجود نیز می باشد ، دو حسن عمده دارد ، یکی اینکه انتخاب را برای مشتری بسیار آسان می کند و دوم اینکه ، قیمت ها بر اساس ابعاد مشتریان مشخص می گردد. مثلا برای مشتریان شخصی ، قیمت ها پایین در نظر گرفته می شود ولی برای مشتریان بزرگ ، قیمت ها بالا محاسبه می گردد.
     اما این روش یک عیب بزرگ نیز دارد و آن هم اینکه نمی توان به صورت قاطع گفت که تمامی سایت های سازمانی ، به یک سری ماژول مشخص نیازمندند! بنابراین ، ممکن است مشتریان زیادی را از دست دهید. این روش ، مشخصا یک عیب دیگر هم دارد و آن نیز ، این است که بر اساس نوع استفاده ای که از سیستم مدیریت محتوا می شود ، ممکن است مشتری ، مجبور باشد که برای در اختیار داشتن تنها یک ماژول ، پکیج حرفه ای تری را بخرد که نیاز به بخش زیادی از قابلیت های آن ندارد.
  • دسته بندی قابلیت ها بر اساس میزان قابلیت :
     در این روش ، ماژول های نرم افزار بین پکیج ها ، از کم تا زیاد ، طبقه بندی می گردد. نام مرسوم این پکیج ها معمولا عبارتند از : پکیج پایه ، پکیج متوسط ، پکیج حرفه ای و ... . حسن آن ، در این است که مشتری بر اساس میزان بودجه ای که برای سایت در نظر دارد ، یکی از پکیج ها را انتخاب می کند.
     اما عیب آن نیز توزیع غیر منطقی قابلیت ها ، بین پکیج های مشخص است. معمولا در این روش ، باید ماژول های کاربردی تر را در پکیج های بالاتر قرار داد ، تا برای مشتری ، منطق داشته باشد که هزینه بیشتری را برای پکیج های قوی تر پرداخت نماید. اینکار موجب می شود که مشتریان ، برای یک ماژول کاربردی ، هزینه های بیشتری پرداخت کنند و بالطبع قید خرید را بزنند.
     البته برخی از شرکت ها ، پکیج های خود را به صورت نامفهومی - پکیج های  A21 ، A32 و B21 - نامگذاری می کنند که مشتری نتواند از نام آنها ، هیچگونه استنباطی نماید.
  • تعیین قیمت ها ، بر اساس میزان استفاده :
     در این روش ، به جای اینکه محور قیمت ها  ، ماژول های نرم افزار باشد ، همه چیز حول میزان استفاده از نرم افزار ، چرخ می خورد. مثلا ، مشتری باید بر اساس تعداد مدیران سیستم و یا میزان محتوایی که قصد دارد تا در سایت دیتااینتری کند ، هزینه ای را به شرکت طراح پرداخت نماید.
این شیوه بسیار مدرن و منصفانه می باشد ، اما درآمد آن از شیوه های دیگر کمتر است و معمولا مشتری ، در ابتدای راه ، به صورت قطعی نمی داند که ممکن است ، تا چه حد ، از نرم افزار مدیریت محتوا استفاده نماید. اینگونه قیمت گذاری ، برای نرم افزارهای کاربری مانند اتوماسیون داخلی یا سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان ، بیشتر جواب می دهد تا نرم افزاری مانند CMS !
  • قیمت گذاری ماژولی و ارائه حق انتخاب به کاربران : 
     در این راهکار ، هر یک از قابلیت ها قیمت مجزا داشته و کاربران می توانند ، ماژول مورد نیازشان را ، بسته به کاربرد آن ، انتخاب و خریداری نمایند. این شیوه قیمت گذاری رنج گسترده ای از مشتریان را شامل می شود و هر فرد ، با هر سطح بودجه ای ، می تواند خریدار آن باشد. یکی از مزایای دیگر این روش این است که مشتریان ، این نوع قیمت گذاری را عادلانه می دانند و بیشتر می پسندند.
     اما این روش نیز ، بدون اشکال نیست و مشتری را سردرگم می کند. در واقع مشتری ، باید ماژول ها را به شکل کامل بشناسد ، تا بتواند قابلیت های مورد نیاز را شناسایی نموده و خرید کند. از سوی دیگر این ذهنیت را در مشتری به وجود می آورد که یک نرم افزار آماده خریداری نکرده و با خرید این ماژول ها ، دقیقا همان سایتی را تحویل می گیرد ، که در ذهن خود داشته!


     به هر حال ، انتخاب اینکه نرم افزار خود را به چه شکلی ، قیمت گذاری می کنید ، بر عهده خود شماست. این نرم افزار شماست. می توانید حتی شیوه های مبدعانه ای را برای قیمت گذاری آن تعیین نمایید.
 


روح الله ربیعی
 
تعداد مقالات 20 عدد
       
کپی رایت

مقالات مرتبط: