چرا مردم از بازاریاب ها متنفرند؟

دوشنبه 20 خرداد 1392

به نظر می رسد بازاریاب ها که مسئول معرفی محصولات خود یا دیگران هستند، امروزه شدیداً مورد حمله قرار گرفته اند. چرا همه از بازاریاب ها متنفرند؟ ما به عنوان بازاریاب باید مسئولیت کار را گردن بگیریم.
همانطور که ما با استفاده از شبکه های اجتماعی می توانیم  یک ارتباط شخصی و خصوصی با هر کاربر دیگری برقرار سازیم، بازاریاب ها نیز توانسته اند روش هایی برای استفاده از این محیط های رابطه ای در راستای پیشبرد اهداف تجاری خود پیدا کنند.
 
به آنها نباید خرده گرفت، واقعاً چرا نباید چنین کاری کنند؟
 
از همان زمان که نخستین رادیوی تجاری در سال 1922 در آمریکا راه اندازی شد، این فرض را در ذهن خود مطرح کردیم که ما می توانیم در کنار دریافت مقدار اندکی از تبلیغات تجاری، سرگرمی های رایگانی را در رادیو، تلویزیون و اخیراً اینترنت شاهد باشیم.
 
ولی بازاریاب ها شدیداً دچار افراط شده اند.
 
آنها همه جا را با تبلیغات چاپی، ایمیل ها، رسانه های الکترونیکی و غیره پر کرده اند و شرایطی را به وجود آورده اند که از هر گوشه ای صدای «بخرید، بخرید، بخرید» بلند شده است!
 
در این بحبوحه مردم و تماشاچی ها بی تقصیرند.
 
ما – به عنوان بازاریاب - باید مسئولیت کار را گردن بگیریم چرا که خودمان بازاریابی را بد جلوه داده ایم.
 

ما بازاریاب ها از باارزش ترین کالا و سرمایه مردم استفاده می کنیم: زمان. این وظیفه ماست که به چنین سرمایه بی بدیلی احترام بگذاریم.

جالب اینجاست که بسیاری از شرکت ها از پذیرفتن این که «بازاریاب» هستند و یا بازاریابی بخشی از فعالیت های تجاری آنهاست، به شدت ابا دارند.
 
چندی پیش در جریان کنفرانس GROWCO، آقای نیل بلامنتال (Neil Blumenthal) مدیر عامل شرکت Warby Parker با اشتیاق در مورد موفقیت های چشمگیر شرکت خود سخن می گفت.
 
وی در سخنان خود بیش از هشت بار گفت ما این کار را بدون بازاریابی انجام داده ایم!
 
در حالی که این شرکت و دیگر شرکت های تجاری، در طرح های خود احتمالاً از شیوه هایی همچون هدفگیری مخاطبان، جمعیت شناسی، طراحی وب، تبلیغات نامحسوس (Product Placement)، ترویج (Promotion) و... استفاده می کنند و اینها همه یعنی بازاریابی.
 
در ادامه این نوشتار، به سه شیوه ای که تصویر ناپسندی از بازاریاب ها در اذهان خلق می کند، و نیز راه های مقابله با آن اشاره می شود:
 
1. فقدان همدلی
 
اگر محصول یا سرویسی که شمای بازاریاب عرضه می کنید، در واقع مشکلی را از خریدار حل کند و یا او را به خواسته ای از خواسته هایش برساند، کار شما عالی است.
 
در واقع چنین فضایی، یک مکان مناسب برای آغاز گفتگوهای دوجانبه است.
 
همانطور که می بینید این موضوع ربطی به خود بازاریاب ها ندارد.
 
با این حال چنین مپندارید که همه به آنچه که شما عرضه می کنید، نیاز دارند.
 
امروزه ابزارهای آنلاین مفیدی وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید دایره مخاطبان و مشتریان بالقوه خود را به گونه ای هدفمند محدود کنید؛ از جمله HubSpot و FanBridge.
 
2. فقدان اصالت
 
گویی برخی بازاریاب ها مجبورند به تبلیغ محصولات و سرویس های تقلبی - و یا لااقل نه چندان سودمند - روی آورند.
 
این بخش تلخ ماجراست.
 
چند گام به عقب برگردید و کیفیت محصول، سرویس و مدل تجاری خود را ارتقاء دهید.
 
ضمناً از دروغ گفتن به دیگران دست بردارید. باشد که با این کار نفرت مردم از ما کمتر شود.
 
امروزه نه تنها در کالاها می توان نمونه های جعلی و غیرواقعی یافت، بلکه پای این قضیه به اینترنت و شبکه های اجتماعی نیز کشیده شده است.
 
برخی افراد برای نشان دادن محبوبت خود در فیس بوک و توییتر به استفاده از «هواداران ساختگی» روی آورده اند و حتی گفته می شود در این خصوص، تجارتی نامتعارف در اینترنت در حال شکل گرفتن است.
 
3. گسترش دلزدگی و کارهای کم مایه
 
این بدترین کار برای همه است.
 
ما بازاریاب ها از باارزش ترین کالا و سرمایه مردم استفاده می کنیم: زمان.
 
این وظیفه ماست که به چنین سرمایه بی بدیلی احترام بگذاریم.
 
هنگامی که ما بازاریاب ها از کانال های تبلیغاتی استفاده می کنیم باید به یاد داشته باشیم که یک دقیقه تبلیغ بد و غیرحرفه ای می تواند به اندازه یک ساعت کشدار، ملال انگیز و ناراحت کننده به نظر برسد.
 
بیایید همه صادقانه اعتراف کنیم که 24 ساعت شبانه روز برای ما کم است و ما به افراد دیگری نیاز داریم که بیایند و پیام های مدنظر ما را منتشر کنند.
آنها باید حرفه ای عمل کنند و برای این «24 ساعت شبانه روز» مخاطبان خود ارزش فراوانی قائل باشند.
 
اگر این سه شیوه ناپسند بازاریابی را کنار بگذارید، شما با افتخار به عنوان یک بازاریاب متعهد پا به حوزه تجارت و شبکه های اجتماعی می گذارید و خواهید دید که مردم دوباره به توییت های شما پاسخ می دهند، پست های فیس بوکی شما را لایک می کنند و در یک کلام شما را کاملاً تحویل می گیرند.
 


کوین دام
 
تعداد مقالات 3 عدد
مهدی ربیعی
 
تعداد مقالات 78 عدد
       
کپی رایت