مایکروسافت مرده است !

یکشنبه 18 اسفند 1392

مایکروسافت زمانی تسلط زیادی بر دنیای نرم افزار داشت اما امروز دیگر اینگونه نیست، مایکروسافت امروز مرده است، با این مقاله همراه باشید تا با هم علل مرگ مایکروسافت را بررسی کنیم ...
چند روز قبل ( این مقاله در سال 2007 نوشته شده است) متوجه شدم که مایکروسافت مرده است. در حال صحبت با بنیان گذار یک استارت آپ جوان بودم و داشتیم درباره ی تفاوت های بین گوگل و یاهو صحبت می کردیم. گفتم که یاهو از همان ابتدا از مایکروسافت می ترسید، به همین علت بود که ترجیح می دادند به جای یک "شرکت تکنولوژی"، به عنوان یک "شرکت مدیا" شناخته شود. وقتی به چهره ی این شخص نگاه کردم متوجه شدم که متوجه منظورم نشده است. درست مثل این بود که درباره ی شهرت "بری مانیلو" در دهه ی 1980 بین دختران صحبت کنم ! "بری" کی؟
 
مایکروسافت؟ او چیزی نگفت اما کاملا مشخص بود که باور نمی کند کسی از مایکروسافت بترسد.
 

من واقعا از مرگ مایکروسافت خوشحالم. رفتار آنها درست مثل پادشاهان زورگویی است که تنها از طریق وراثت توانسته اند به قدرت برسند. باید توجه کنیم که این قضیه با مایکروسافت شروع نشد بلکه آنها این قدرت را از آی بی ام گرفتند

مایکروسافت تسلط گسترده ای بر دنیای نرم افزار در طول 20 سال داشت (این تسلط از سال 1980 آغاز شد) به خاطر می آورم که قبل از مایکروسافت، آی بی ام این تسلط را داشت. من همیشه این تسلط را نادیده می گرفتم. من هیچ وقت از محصولات نرم افزاری مایکروسافت استفاده نکردم و به همین خاطر به صورت غیرمستقیم تحت تاثیر قرار گرفتم (به عنوان مثال توسط ویروس های بات نت) و به خاطر اینکه به این قضیه توجهی نداشتم هیچ وقت متوجه نشدم که این تسلط چه زمانی از بین رفت.
 
این تسلط امروز از بین رفته است. من می توانم این قضیه را حس کنم. هیچ کس امروز از مایکروسافت نمی ترسد. آنها هنوز درآمد زیادی دارند (درست مثل آی بی ام) اما دیگر خطرناک نیستند.
 
اما مایکروسافت چه زمانی مرد و علت آن چه بود؟ مایکروسافت در اواخر سال 2001 خطرناک به نظر می رسید. من حدس می زنم که این مرگ قبل از سال 2005 اتفاق افتاده باشد. ما هیچ وقت از مایکروسافت برای مراسمات دعوت نکرده ایم و این در حالی است که بارها از گوگل و یاهو برای سخنرانی دعوت کرده ایم. آنها هم هیچ وقت تمایلی به شرکت در مراسمات ما نشان نداده اند. انگار در دنیای دیگری زندگی می کنند.
 
چه چیزی باعث مرگ آنها شد؟ چهار چیز. و من حدس می زنم هر چهار مورد به طور همزمان و از اواسط سال 2001 شروع به اتفاق افتادن کردند.
 
مشخص ترین علت، گوگل است. در یک شهر فقط یک مرد بزرگ می تواند وجود داشته باشد و گوگل بدون شک همان مرد بزرگ شهر است. گوگل خطرناک ترین شرکت حال حاضر دنیاست اما مایکروسافت دیگر چنین قدرتی ندارد.
 
اما گوگل از چه موقعی به قدرت رسید؟ قضیه به سال 2004 بر می گردد یعنی درست زمانی که شرکت قصد عرضه ی سهام به صورت عمومی را داشت. من معتقدم آنها از سال 2005 توانستند قدرت خود را تثبیت کنند. جیمیل یکی از مهم ترین عواملی است که در این قضیه به آنها کمک کرد. جیمیل به آنها نشان داد که توانایی گوگل فراتر از صرفا یک جستجوی اینترنتی است.
 
جیمیل به دنیا نشان داد که چه طور می توان از نرم افزارهای تحت وب به شیوه ی مناسبی استفاده کرد. گوگل این کار را با استفاده از تکنولوژی "آجاکس" انجام  داد، یعنی دومین علتی که باعث مرگ مایکروسافت شد. همه فهمیده اند که دنیای کامپیوترهای دسکتاپ رو به پایان است و نرم افزارها برای زنده ماندن باید تحت وب اجرا شوند. حتی مایکروسافت هم متوجه این قضیه شده است.
 
مایکروسافت بدون اینکه بخواهد، به ساخت آجاکس کمک کرد. پایه ی آجاکس توسط مایکروسافت و برای ساخت اوتلوک توسعه داده شده بود. بخش مهم دیگری از آجاکس وابسته به جاوا اسکریپت هست، زبان برنامه نویسی که تحت وب نیز اجرا می شود. مایکروسافت متوجه خطر جاوا اسکریپت شد و برای مدت ها تلاش کرد جلوی پیشرفت آن را بگیرد. اما سرانجام دنیای اپن سورس پیروز شد و توانست قدرت خود را نشان بدهد.
 
سومین علت مرگ مایکروسافت، گسترش استفاده از اینترنت پهن باند بود. امروز هر کس که به اینترنت نیاز داشته باشد می تواند به سرعت به آن دست یابد. هر چه قدرت سرورها افزایش یابد، نیاز کمتری به کامپیوترهای دسکتاپ احساس خواهد شد.
 
چهارمین و آخرین علت مرگ مایکروسافت، رقیب دیرینه ی آنها یعنی اپل است. اپل به لطف سیستم عامل او اس ایکس توانست به زندگی باز گردد. پیروزی انها تا به حدی است که من امروز وقتی کامپیوتری را می بینم که هنگام روشن شدن لوگوی ویندوز را نشان می دهد تعجب می کنم. امروز همه ی کسانی که با آنها کار می کنم از لپ تاپ اپل استفاده می کنند. این واقعیت دارد که بیشتر افراد از مک یا لینوکس استفاده می کنند و ویندوز به شکلی برای مادربزرگ ها! مناسب است. پس نه تنها دوره ی کامپیوترهای دسکتاپ به پایان رسیده است، بلکه هیچ کس به کامپیوترهایی که با سیستم عامل ویندوز اجرا می شوند اهمیت نمی دهد.
 
من واقعا از مرگ مایکروسافت خوشحالم. رفتار آنها درست مثل پادشاهان زورگویی است که تنها از طریق وراثت توانسته اند به قدرت برسند. باید توجه کنیم که این قضیه با مایکروسافت شروع نشد بلکه آنها این قدرت را از آی بی ام گرفتند. این قضیه از سال 1950 در دنیای نرم افزار آغاز شده بود و تا سال 2005 ادامه داشت. با شروع قدرت گرفتن "وب 2" به نظر می رسد این بازی قدرت بالاخره به پایان خود رسیده باشد.
 
البته من به عنوان یک هکر دوست دارم درباره ی راه حل مشکلات هم فکر کنم. آیا راهی برای بازگشت مایکروساف به زندگی وجود دارد؟ راه حل این کار این است که مایکروسافت :
 
همه ی استارت آپ های قوی در عرصه ی "وب 2" را خریداری کند. به طور طبیعی مایکروسافت می تواند همه ی این شرکت ها را با هزینه ی کمتری نسب به میزان هزینه ی لازم برای خرید فیسبوک خریداری کند.
 
همه ی این استارت آپ ها را در یک ساختمان در سیلیکون ولی جای داده و تلاش کند تا آنها به هیچ وجه با ردموند (مرکز و ساختمان اصلی مایکروسافت در رزموند واشنگتن واقع شده است) تماس نداشته باشند.
 
ارائه ی این پیشنهاد برای من راحت است چون مطمئنم آنها به هیچ وجه این کار را انجام نمی دهند. بزرگترین مشکل مایکروسافت این است که متوجه نیست تا چه حد به دردنخور است.
 
می توانم حدس بزنم که واکنش ها نسبت به این مقاله چگونه است. نصف خوانندگان می گویند که مایکروسافت هنوز هم یک شرکت موفق با درآمد بالاست. نصف دیگر، که نصفه خوانندگان جوان مرا تشکیل می دهند، با خود فکر می کنند : این که چیز جدیدی نیست.

 


پاول گراهام
 
تعداد مقالات 7 عدد
کسری خسروی
 
تعداد مقالات 43 عدد
       
کپی رایت