پایان عمر اپلیکیشن های موبایل

سه شنبه 9 اسفند 1390

هر اپلیکیشن موبایل روزی باید بمیرید.اسکات جانسون در رابطه بااین که چرا اپلیکیشن های قدیمی موبایل ما را از پیشرفت برحذر می‌دارند و چرا نباید اپلیکیشن های قدیمی به عنوان الگو استفاده شوند،صحبت کرده است

در مقاله قبلی که از من منتشر شده در رابطه با این که موبایل عمر درازی را پشت سر گذاشته و اغلب به کپی برداری از سیستم‌ها و روش‌هایی که کامپیوترهای دسکتاپ از آن استفاده می‌کنند بهره برداری کرده است، سخن گفته شد. البته این فقط به تکنولوژی برنمی‌گردد. در دنیای هنر و موسیقی نیز می‌توان دید که سبک‌های جدید معمولاً بر پایه سبک‌های قدیمی طراحی شده و سپس پس از آزمون خطاهای بسیار، روشی نهایی و اصولی برای خود بر می‌گزینند.

اما انتخاب این روش و اصلاح الگوهای قدیمی زمان زیادی می‌برد. برنامه‌های موبایل بعضاً بسیار موفق و درآمدزا هستند. وقتی صحبت از بین رفتن این اپلیکیشن ها و نابودی آن‌ها به میان می‌آید، به این معنا نیست که دیگر این برنامه‌ها کارایی ندارند، بلکه منظور این است که تکنولوژی‌های قدیمی توانایی تحمل و ظرفیت گسترش و استفاده از فرصت‌های جدید دنیای تکنولوژی را در خود ندارند. هیچ کس از تکنولوژی‌های قدیمی متنفر نیست. در صورت عدم وجود این تکنولوژی‌ها امروزه پیشرفت‌هایی حاصل نمی‌شد. سخن اصلی این است که در دنیای پیشرفته همه چیز فدای ورود تکنولوژی‌های جدیدتر خواهد شد، و این مورد کاملاً طبیعی و بدیهی است.

مشکلات زیاد

امروزه حضور برنامه‌های بسیار زیاد قدیمی و جدید در کنار هم مشکلات زیادی به وجود آورده است. به طور مثال وقتی به فروشگاه آنلاین مراجعه می‌کنید و مایل هستید آخرین نسخه از نرم افزاری خاص را برای موبایل خود دانلود کنید،با گزینه‌های جایگزین بسیار زیادی رو به رو می‌شوید که خود باعث سردرگمی شما خواهد شد. برنامه‌ها نیاز به سازمان دهی و انسجام بخشی مجدد دارند و باید به گونه‌ای تعبیه شده باشند که، انتخاب کاربران به سادگی صورت پذیرفته و باعث سردرگمی آنان نشوند. ما به طور معمول هر چند ماه یک بار به پاک‌سازی نرم افزاری از کامپیوترهای دسکتاپ و یا موبایل خود می‌پردازیم. این وظیفه‌ای عادی است که بایستی برای فروشندگان برنامه‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته و به اجرا در آید. تصور کنید شما مایل باشید دو برابر نرم افزاری که هم اکنون از آن‌ها استفاده می‌کنید را در اختیار بگیرید؛ و یا حتی در مقیاس‌های بیشتر، 20 و یا 50 برابر چیزی که در حال حاضر در اختیار شماست، مورد نیاز شما قرار گیرد. چگونه می‌توان این حجم از نرم افزار را سازمان دهی کرد!؟ اگر به یاد داشته باشید در اوایل راه اندازی وب، یاهو ابزاری را طراحی کرده بود که به وسیله آن توانایی نظم بخشی و سلسله مراتب دادن به وب سایت‌های مختلف را در آن ایجاد می‌کرد، اما گوگل به هیچ وجه از این روش استفاده نکرد. گوگل تنها از ابزار جستجو بهره برد و از دشواری‌هایی که یاهو در سازمان دهی وب سایت‌ها گریبان گیرش شده بود، اجتناب کرد. وقتی گوگل وارد صحنه شد الگوی قدیمی یاهو به سادگی شکست خورد و الگوی جدید مورد استفاده کاربران قرار گرفت و آن مشاهده میلیون‌ها و یا حتی میلیاردها صفحه وب در حداکثر سرعت و حداقل زمان بود.

قانون طلایی UX

ارزش محصول می‌تواند دشواری استفاده از آن را تحمل پذیر کند. همه ما زمانی که در مورد یک محصول، تکنولوژی و یا ایده صحبت می‌کنیم، تمرکز بر ارزش آن برای ما بسیار ساده است. اما مشکلی که در ادامه وجود دارد، ممکن است در استفاده از آن پدیدار شود. از این رو باوری در میان مردم وجود آمده و آن چیزی نیست جز این که محصولی که مورد استفاده قرار می‌گیرد ممکن است طراحی بسیار خوبی داشته و ارزش آفرینی خوبی برای خود در مشتری داشته باشد. اما در عین حال می‌تواند با کاربری بسیار دشواری همراه باشد. این دو اصل اولیه برای هر محصول، یعنی ارزش و دشواری کارایی آن، همیشه به عنوان دو فاکتور مستقل مد نظر قرار می‌گیرند. در صورتی که شما نیاز به محصولی داشته باشید و الزام استفاده از آن برای ما به طور حتمی احساس شده باشد به هر نحو ممکن از آن استفاده خواهید کرد و دشواری استفاده از آن برای شما اهمیت نخواهد داشت. اما همیشه یک فاکتور کلیدی و اساسی در آن وجود خواهد داشت و آن این است، تا مادامی که ارزش یک محصول از میزان دشواری استفاده از آن بیشتر باشد، شما از آن استفاده کرده و با رغبت تمام دشواری‌های آن را به جان می‌خرید. برای مثال آیا استفاده از پیام‌های کوتاه در گذشته‌های نه چندان دور به خاطر می‌آورید!؟ زمانی که مکالمه تلفنی بسیار گران بود، اما استفاده از پیام کوتاه در کنار وقت گیر بودن و دشواری استفاده به خاطر هزینه بسیار کم مورد استقبال گسترده مخاطبین تلفن همراه قرار گرفت و این فقط به خاطر بیشتر بودن ارزش پیام کوتاه نسبت به دشواری استفاده از آن بود.

فاکتور دیگری در این میان وجود دارد و آن رفتار کاربر است. در حالی که دشواری استفاده از یک ابزار برای یک کاربر کمتر می‌شود، و کاربر بیشتر از آن استفاده می‌کند، کم کم استفاده از ابزار برای او بی ارزش می‌شود اما کماکان ارزش ابزار از دشواری استفاده از آن بیشتر است. اما در عین حال جرقه‌هایی که برای استفاده از این ابزار باید در ذهن کاربر به وجود آید، سخت‌تر روشن خواهد شد. گوگل عنوان کرده است که، زمان بارگذاری جستجو و سرعت آن را بیش از حد بالا برده است. این وب سایت در صورتی که با کسری از ثانیه کندتر عمل کند، می‌تواند کارایی بهتری داشته باشد. اما دلیل این که گوگل این کار را نکرده و هم چنان به افزایش سرعت اهمیت می‌دهد، کاهش سطح نارضایتی و دشواری استفاده از وب سایت برای کاربران بوده است. این افزایش سرعت اگرچه قابلیت خاصی و یا امتیازی خاص، برای یک سایت محسوب نمی‌شود اما هم چنان دشواری استفاده از محصول را برای کاربر کمتر کرده و او را به استفاده از آن راغب‌تر می‌کند.

اما اگر بخواهیم همین موضوع را برای اپلیکیشن های موبایل به ویژه اپلیکیشن های قدیمی آن به بحث گذاریم، تصور کنید به یک فروشگاه محصولات و برنامه‌های موبایل وارد می‌شوید. مدیر فروشگاه شما را از یک برنامه جدید مطلع می‌کند، آیا شما سریعاً به نصب آن برنامه اقدام می‌کنید!؟ قانون طلایی UX را به خاطر آورید چه بررسی‌هایی در ذهن خود انجام می‌دهد تا میزان ارزش و دشواری استفاده از آن را در ذهن خود برآورد کنید!؟ اگر شما یکی از طرفداران آن برند برنامه هستید، ارزش درک شده آن را به خوبی می‌دانید!؟ آیا سریعاً اقدام به خرید ان می‌کنید!؟ آیا ریسک خرید این نرم افزار را برای خود پذیرا هستید!؟ در صورتی که شرایط بالعکس باشد و شما ملزم به خرید برندی نا آشنا باشید، قضیه چه تفاوت‌هایی با حال دارد!؟ تصور کنید زمانی که وارد فروشگاه می‌شوید به طوری جادویی آن برنامه بر روی صفحه موبایل شما ظاهر می‌شد و شما با تمام ابعاد استفاده از آن آشنا می‌شدید، آیا در این صورت مایل به خرید آن برنامه بودید!؟ بلی. چرا که بدون زحمت، آشنایی کاملی از آن را بدست آورده‌اید و ارزش‌های آن را درک کرده‌اید.

مزیت برنامه‌های قدیمی

یکی از مزیت‌های ویژه برنامه‌های قدیمی این است که شما با آن‌ها، اصول و روش استفاده از آن‌ها، آشنایی کامل داشته و به خوبی توانایی کار با آن را دارید. از این رو دشواری در استفاده برای آن‌ها معنا ندارد. اما باید به خاطر داشت که دنیای پیشرفت هیچ گاه از حرکت باز نمی‌ایستد. آیاتیم طراح سیستم عامل DOS برای کامپیوترهای شخصی را به خاطر دارید!؟ آیا میدانید که آن‌ها تصور می‌کردند هیچ کس توانایی استفاده بیشتر از 640 کیلوبایت رم را نخواهد داشت!؟ بله. زمان همیشه به ما نشان داده است ماندن بر روی یک الگوی اصولی قدیمی، مانع از پیشرفت خواهد شد. چیزی که امروز برای ما دوست داشتنی است، ممکن است در آینده‌ی نزدیک تبدیل به یک زندان کوچک شود. بنابراین لازم است در را رو به آینده باز کنید.

ابعاد گسترده تغییرات که در دنیای برنامه‌های موبایل رخ داده است به خاطر دنیای کامپیوتر و تکنولوژی بوده است. ابزارهای مورد استفاده امروزه گسترده‌تر شده‌اند و به شکلی که امروزه شاهد آن هستیم ده‌ها و یا حتی صدها نوع ابزار وجود دارند که سبک خاصی از تعامل را در اختیار ما قرار می‌دهد. این روند می‌تواند در آینده‌های نزدیک بسیار بزرگ‌تر از این شود. اما جالب این است که قیمت ابزارهای هوشمند روز به روز کمتر می‌شود، دلیلی که در این میان وجود دارد توسعه روز افزون در روند گسترشی آن است. برای مثال به نمونه مثال‌های زیر توجه کنید.

  • پوسترهای فیلم با تگ های رادیویی از قبیل RFID و یا NFC می‌توانند سبک تعاملی از یک پوستر را بروی تلفن هوشمند من ارائه داده و اطلاعات لازم در رابطه با فیلم را به من بنمایانند.
  • تمامی اقلام مصرفی از قبیل : سس گوجه فرنگی و یا بطری‌های شیر با استفاده از تگ های رادیویی می‌توانند توانایی‌هایی که در استفاده از یک پوستر فیلم برای ما وجود دارد را به ما ارائه داده و علاوه بر آن نحوه کاربری، میزان رضایتمندی مشتریان و یا حتی پیشنهاد کالا به دیگران را برای ما فراهم کند.
  • اتوبوسی که من از آن برای رفتن به کار استفاده می‌کنم، می‌تواند بر مبنای اصول زمین شناسی و ارتباط با ماهواره کار کند. از این رو فقط لازم است من به یک دستگاه GPS مجهز باشم و اطلاعات لازم در رابطه با ایستگاه‌های اتوبوس و اتوبوس‌هایی که در نزدیکی من در حرکت هستند را در اختیار بگیرم. این کار امروزه قابلیت اجرا دارد و به سادگی در شهرها می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.
  • تمامی فروشگاه‌ها می‌توانند دارای برنامه‌ای باشند که با ما به عنوان مشتریان به تعامل پرداخته و به محض ورود به مغازه با اعلام نیاز خود به رفع آن بپردازند.
  • مراکز خرید بزرگ می‌توانند دارای نقشه‌هایی باشند و در ساعاتی که من به آنجا مراجعه می‌کنم نسبت به راهنمایی اتوماتیک من اقدام کنند.
  • مراکز اجاره خودرو به مانند مرکز Zipcar، می‌توانند به سادگی خودروهای خود را در اختیار کاربران قرار داده و این کار را فقط با استفاده از یک اتصال بلوتوث بر روی یک تلفن انجام دهند.

تعامل لحظه‌ای

اگرچه تمامی صحبت‌هایی که در بالا شد فقط حساب گری و نگاه به آینده تکنولوژی است، اما آن طور که مشخص است، روند گرایشات دنیای تکنولوژی، ما را به این سو می‌برد. اما تعامل لحظه‌ای مبحثی جدید است. در این عبارت اتفاقی که رخ می‌دهد این است که شما با ابزار تکنولوژیک مورد نیاز خود تعامل خود را در لحظه انجام داده و سپس در ادامه هیچ کاری با آن نخواهید داشت. به طور مثل، زمانی که شما یک پوستر فیلم را بر روی گوشی موبایل خود مطالعه می‌کنید ممکن است به دیدن آن فیلم بروید و یا هرگز به دیدن آن فیلم اقدام نکنید. در این حالت تعامل لحظه‌ای شما با پوستر برقرار شده است. اما پس از ملاحظه پوستر شما هیچ نیازی به آن نخواهید داشت، این پوستر از صفحه گوشی شما محو شده و شما هیچ گاه آن را نخواهید دید. شما فقط برای ثانیه‌هایی با آن ارتباط برقرار کرده‌اید و سپس آن را رها کرده‌اید. به این حالت، تعامل لحظه‌ای میگویند. کاری که صفحه‌های وب در طی 20 سال گذشته با ما کرده‌اند نیز شبیه به همین حالت تعامل لحظه‌ای است.

سرویس‌های جستجو

برقراری ارتباط جدید با ابزار آلات تعاملی متفاوت امکان پذیر نیست، مگر این که شما ابزار مورد نظر خود را یافته و با آن ارتباط برقرار کنید. بنابراین لازم است سرویسی همچون بلوتوث، GPS، NFC و یا قابلیت wifi بر روی تلفن ما دائماً به دنبال سرویس‌های مورد نظر ما بوده و ما را از وجود آنان در نزدیکی خود مطلع کند. ما به دنبال یک سوزن در انبار کاه نیستیم، در حقیقت به دنبال یک سوزن در انبار سوزن هستیم. به این منظور علاوه بر توانایی جستجو بایستی نسبت به تشخیص دقیق محصول مورد نظر خود بسیار توانا باشید. رتبه بندی سوزن‌ها از توانایی ابزارهایی است که ما در جستجوی آن‌ها به کار می‌گیریم. من در این رابطه بسیار مثبت نگر هستم، معتقدم گوگل در سال‌های آینده نسبت به چنین روشی اقدام خواهد کرد. چرا که این روش بایستی توسط گوگل، مایکروسافت و اپل مورد استفاده قرار گرفته و هم اکنون در دسترس کاربران باشد. سرویسی که توانایی رتبه بندی ابزارهایی که در نزدیکی ما هستند از قبیل : ابزارهای تبلت ها، موبایل هوشمند، لپ تاپ‌ها و دیگر ابزارهای متعاملی که در کنار ما قرار دارند باید به صورت رتبه بندی برای ما به نمایش در آیند. نیاز به این سرویس در حال حاضر یکی از موارد اجتناب ناپذیر است. اما هدف از ارائه چنین سرویسی چه می‌تواند باشد!؟ بزرگ‌ترین هدف این سرویس ارائه خدمات لحظه‌ای بهینه و در دسترس کاربران با حداکثر سرعت است.

پیشرفت

اپلیکیشن های قدیمی بخش از دنیای ما قبل تاریخ کامپیوترها به حساب می‌آیند، اما این جمعیت حداکثری اپلیکیشن ها ما را از پیشرفت باز می‌دارد. ترکیب توانایی سرویس‌های جستجو و ارائه خدمات در لحظه، قابلیت‌هایی هستند که اپلیکیشن های قدیمی از ارائه آن‌ها ناتوانند. از این رو تغییر الگوها و اصلاح ساختارهای کهنه تولید اپلیکیشن های موبایل به زودی دچار تغییرات گسترده شده و برای پیشرفت این صنعت اجتناب ناپذیر تلقی می‌شود.

 


اسکات جانسون
 
تعداد مقالات 2 عدد
حسن چلونگر
 
تعداد مقالات 243 عدد
       
کپی رایت