هشت سوال رایج مدیران راجع به بازاریابی اینترنتی

دوشنبه 21 اسفند 1391

هنوز که هنوز است، تعداد زیادی از مدیران، نسبت به مزایای فضای آنلاین بی اطلاعند و بدتر آنکه زیر بار یادگیری هم نمی روند. در این مقاله به 8 سوال بازاریابی آنلاین که مدیران کمتر می پرسند پاسخ داده ام.
امروزه استفاده از اینترنت بسیار فراگیر شده است و روز به روز بر تعداد استفاده کنندگان از این فناوری مدرن و جذاب افزوده می­شود.  با این حال ، متاسفانه هنوز که هنوز است تعداد زیادی از مدیران ، نسبت به مزایای فضای آنلاین بی­اطلاع هستند و بدتر این که این افراد زیر بار یادگیری اصول اولیه بازاریابی آنلاین هم نمی روند. 
در پنج سال گذشته، تیم بازاریابی من با استفاده از راهکارهایی همچون تبلیغات کلیکی، سئو، رسانه­های اجتماعی، وبلاگ­ها و دیگر ابزارها توانسته طیف گسترده­ای از مشتریان را جذب کرده و حتی موضوعات کسل­کننده­ای همچون نحوه کار با نرم­افزارهای مدیریت موجودی و انبار را نیز به آنها آموزش دهد.  در این مقاله قصد دارم به هشت سوال مربوط به حوزه بازاریابی آنلاین ، که بسیاری از مدیران شرکت­ها هنوز از پرسیدن آنها خجالت می کشند، پاسخ بدهم.
 
1. چگونه وبلاگ­نویسی کنم؟
 
 پاسخ بسیار ساده است : به طور منسجم و با برنامه­ریزی صحیح.
بدون شک،  وبلاگ­نویسی به این شکل که در سال، فقط یک پست ارسال کنید، مطلوب نیست. از آن طرف نیز، ارسال چندین پست مختلف در یک روز و سپس رها کردن وبلاگ به حال خود و به­روزرسانی مجدد آن ، پس از مدتی طولانی هم ، شیوه موفقی به شمار نمی­آید.
 تا آنجا که می­توانید ، پست ارسال کنید. اما توجه داشته باشید که اگر بکوشید «هر روز» یک پست بنویسید و منتشر کنید و خود را شدیداً به این کار متعهد و ملزم بدانید، چه بسا چندی بعد، با فروکش کردن شور و شوق اولیه، دچار فرسودگی شده و این کار را شاق و پرزحمت قلمداد کنید. به هر حال تعادل را از دست ندهید.
پست­هایتان را کوتاه بنوسید و از پرحرفی و اضافات بپرهیزید. رک و پوست­کنده اصل مطلب را بیان کنید.

راز موفقیت در کار کردن با تمام رسانه¬های اجتماعی «اعتدال» است. این کار یک سم کشنده است که در پنج دقیقه، چند پست ایجاد کنید و سپس در باقی روز هیچ پستی منتشر نکنید. این روش کاملاً غلط است.

از ایده­های منحصر به فرد خودتان سخن بگویید وبه راه حل­هایی که برای غلبه بر دغدغه­های مشتریان­تان می­توانید به آنها پیشنهاد دهید، اشاره کنید. به هوش باشید و ببینید دیگر وبلاگ­نویس­هایی که در حوزه کاری شما فعالیت می­کنند، درباره چه موضوعی قلم فرسایی می­کنند. همیشه برای الهام گرفتن در این خصوص، به چیزهایی که در اطراف­تان اتفاق می افتد دقت کنید.
به یاد داشته باشید که همیشه پست­هایی بنویسید که با خواسته­های گروه هدف و عمده کسانی که وبلاگ شما را می­خوانند، همخوانی و ارتباط داشته باشد. البته این بدان معنا نیست که حتماً باید کالا یا خدمات تان را نیز تبلیغ کنید.
موضوعاتی را انتخاب کنید که در زندگی روزمره مخاطبان و مشتریان تان سودمند یوده و برایشان ارزشمند است. اگر به خوبی از عهده انجام این کار برآیید، کاربران برای خواندن پست­های بعدی ، دوباره به سراغ وبلاگ­تان می­آیند.
سپردن کار وبلاگ­نویسی به یک کارمند هم، ایده بسیار خوبی است. بدیهی است، منظورم هر کارمندینیست! بلکه کار را به کاردان بسپارید. کسی که برای خودش گاه به گاه در وبلاگ شخصی اش، پست می زند. فردی را انتخاب کنید که دوست دارد صدای خود را به دیگران برساند.
گاهی اوقات در وبلاگ دیگران به عنوان مهمان و کارشناس پست بگذارید. به وبلاگ­های دیگران مراجعه کنید و در مورد مطالب آنها کامنت بگذارید. با دیگر وبلاگ­نویسان ارتباط دوستانه­ برقرار کنید.

2. تفاوت بین SEO و PPC چیست؟

بهتر است ، ابتدا تعریف مختصری از این دو ارائه نمایم. سئو مخفف Search engine optimization، به معنای بهینه­سازی سایت، برای موتورهای جستجو یا سرچ انجین هاست. سئو به فرآیند ارتقاء رتبه و ارزش وب سایت، در نتایج موتورهای جستجو اطلاق می­شود. این فرایند با استفاده از عواملی همچون لینک­های ورودی از دیگر سایت­ها، محتواهای باکیفیت و ... صورت می­پذیرد.
PPC سر واژه Pay per Click، به معنای "پرداخت به ازای کلیک" است و به تبلیغاتی گفته می­شود که در بالا یا کنار نتایج جستجوگرهای اینترنتی نمایش می یابد. محل نمایش آگهی­ها بستگی به مبلغی دارد که آگهی­دهنده پرداخت کرده.
با هر کلیک کاربران بر روی این تبلیغات، مبلغی، از حساب آگهی­دهنده کسر شده و به جیب موتور جستجو روانه می­گردد.

3. آیا یوتیوب ابزار مناسبی برای بازاریابی است؟

در بازاریابی مدرن دنیای امروز، فیلم های ویدئویی، به بخش تفکیک ناپذیری از محتوای وب تبدیل شده است. اگر چه سایت­های ویدئویی زیادی در فضای وب وجود دارد، ولی یوتیوب پرمخاطب­ترین و یکی از محبوب­ترین آنهاست.
بیشتر کاربران، ترجیح می­دهند به جای خواندن متون طولانی، به تماشای ویدئوهای 2 تا 3 دقیقه­ای بنشینند (هرچه این زمان کمتر بشود بهتر است) اما این فیلم ها نیز، علاوه بر جذابیت، باید با موضوع مورد نظر تماشاچی مرتبط باشد، در غیر این صورت ویدئوها را تا آخر تماشا نمی­کنند.
اگر فیلم ها را به گونه­ای منطقی و اصولی طراحی کنید، در واقع عاملی برای تحریک و ترغیب کاربران برای سر زدن به دیگر بخش­های وب سایت و یا وبلاگ­تان فراهم آورده­اید. بهتر از همه این که، یوتیوب دارای تحلیلگران خاصی است که می توانید، از این تحلیل­ ایشان برای پیشبرد اهدافتان بهره ببرید.
اگر در استفاده از رسانه فیلم، جدی و مصمم هستید، می­توانید یک کانال اختصاصی ، برای خودتان در یوتیوب دست و پا کنید، تا در آن، به صورت حرفه ای و هدفمند، برندتان را تبلیغ و ترویج نمایید.
  • توجه: همه ویدئوهای شما، باید دارای یک Call To Action باشد. بدین معنی که در آن، لینکی به یک صفحه مناسب، در سایت تعبیه شده باشد. این صفحه بهتر است شامل اطلاعات بیشتری در مورد کالاها و خدمات­تان باشد.
4. لینک بخرم؟

ممکن است برخی به شما پیشنهاد بدهند که با خرید هزاران لینک از آنها، وضعیت­تان در صفحه نتایج جستجوگرهای اینترنتی بهبود می یابد. اصلا فریب این حرف­ها را نخورید. گوگل در تشخیص این که آیا این لینک به فلان موضوع خاص وابستگی و ارتباطی دارد یا خیر ماهر است. البته اگر پول اضافی دارید، لینک­های پولی، راه بسیار خوبی برای اتلاف آن است! این گونه لینک­ها سایت شما را اسپم می­کند و حتی ممکن است موفقیت دیگر روش­های بازاریابی آنلاین شما را نیز مخدوش و بی اثر سازد.

5. چه کنم که دیگران به من لینک دهند؟

پاسخ این است: شما با تولید محتواهای جالب و خواندنی می­توانید کاربران را به لینک دادن به شما تشویق و متمایل کنید. این محتواها ممکن است به شیوه ها و قالب­های گوناگونی ارائه شود: از اینفوگراف، فایل­های ویدئویی و پست­های وبلاگی گرفته تا فایل­های PDF، مقالات آموزشی و غیره.
در دیگر وبلاگ­ها کامنت بگذارید. در رسانه­های اجتماعی مانند فیس بوک و گوگل پلاس، با افراد ارتباط برقرار کرده و آنها را دعوت کنید که به سایت شما بیایند و مقالات شما را بخوانند و محک بزنند.
وقتی شما محتوای خوب و پخته­ای تولید کنید، دیگر صاحبان وب سایت­ها و وبلاگ های اینترنتی، به شما لینک می­دهند. این فرآیند که اصطلاحاٌ بک لینک نام دارد، یکی از بهترین ابزارهای ارتقاء سایت در موتورهای جستجوگر به شمار می­رود. راه­های قانونی زیادی، برای به دست آوردن لینک از سایت­های مرتبط وجود دارد که البته خرید لینک، هیچ جایی در آنها ندارد.

6. چگونه سایت من، در نتایج گوگل، بینگ و دیگر جستجوگرهای اینترنتی نمایش می یابد؟

برخی افراد سودجو و بی­وجدان با سوءاستفاده از بی­اطلاعی افراد، نسبت به مقوله سئو، ادعا می­کنند که قادرند سایت شما را در تمام جستجوگرهای معتبر اینترنتی ثبت کنند. شاید در ده سال پیش، این حرف­ها شیوه­ مناسبی برای کسب درآمد بود، اما اکنون و در سال 2013 این روش­ها دیگر نخ­نما شده است.
در حال حاضر، چند روز و حتی چند ساعت پس از ساخته شدن سایت­های جدید، روبات­های گوگل به سراغ این سایت­ها رفته و آنها را مورد بررسی و کاوش قرار می­دهند. نیازی نیست که شما با جستجوگرهای اینترنتی تماس بگیرید و از آنها درخواست کنید که سایت شما را در صفحه جواب­های­شان «لیست» کنند. این کار به طور خودکار انجام می­شود. داشتن محتوای عالی که با کلیدواژه های جستجو شده توسط کاربران مرتبط است، کلید اصلی قرار گرفتن در صدر نتایج موتورهای جستجو محسوب می­شود.

 7. چگونه از لینکدین، توییتر و فیس­بوک استفاده کنم؟

راز موفقیت در کار کردن با تمام رسانه­های اجتماعی «اعتدال» است. این کار یک سم کشنده است که در پنج دقیقه، چند پست ایجاد کنید و سپس در باقی روز هیچ پستی منتشر نکنید. این روش کاملاً غلط است. از سوی دیگر با کاربران تعامل کنید: از آنها سوال بپرسید، با دقت به سخنان­شان گوش دهید، در مباحثاتشان شرکت کنید و مهمتر از همه این که واقعی باشید، خودتان باشید.
نسبت به پدیده خرید هوادار (follower) – که بعضاً Social Seeding نامیده می­شود - بسیار محتاط و بدبین باشید. در اغلب موارد، Social Seeding کلکی ارزان قیمت، یا شاید هم پرهزینه، بیش نیست! چرا که تجربه نشان داده، Social Seeding معمولاً در نهایت نتیجه معکوسی به بار می­آورد، و این امر به ویژه در مورد توییتر که در تفکیک هواداران واقعی از اعضای جعلی مته به خشخاش می­گذارد، بیشتر مشهود است.
علاوه بر این، چه بسا اگر توییتر بفهمد که کاربری از این روش نادرست استفاده کرده، برای او مشکل و محدودیت ایجاد کند و یا حتی اعتبار وی را – به همراه هواداران واقعی و جعلی­اش – حذف نماید!
استثنای کوچکی در این خصوص وجود دارد و آن عبارت است از به کارگیری مقدار کمی هوادار غیرواقعی در ابتدای کار با توییتر، آن هم با هدف عبور از موانع و محدودیت­هایی که در این شبکه اجتماعی وجود دارد.
هنگامی که شما از Twitter Search و دیگر مکانیسم­های موجود برای یافتن و «دنبال کردن» موارد مناسب استفاده می­کنید، قوانین توییتر مانع از آن می­شود که بیش از 2000 نفر را دنبال کنید. این ممنوعیت تا زمانی ادامه دارد که تعداد افرادی که شما را دنبال می­کنند به حد «کافی» برسد. توییتر، تا کنون عدد و رقم رسمی منتشر نکرده و بدون استفاده از ترفند Social Seeding، رسیدن به این تعداد، زمان زیاد و تلاش ملالت­آوری به همراه دارد. این تاکتیک را با دقت به کار گیرید و بدانید که اگر تعداد هواداران «خریداری شده» زیاد گردد، بلاخره روزی روزگاری غیرواقعی بودن ایشان برملا می­شود.
در توییتر، استفاده از هاش­تگ­ها (به عنوان مثال #onlinemarketing) یک راهکار عالی برای دنبال کردن بحث­ها در مورد یک موضوع خاص و نیز دعوت از دیگران برای پیوستن به این بحث محسوب می­شود.
اما در فیس­بوک، باید یک موضوع مرتبط را به Wall افراد و شرکت­ها پست کنید، تا راه برای مراودات بعدی باز شود. شبکه­ای از دوستان هم­فکر و هم­سنخ خود بسازید و مطالب سودمندی را به آنها ارائه نمایید. البته فراموش نکنید که هدف شما بیزینس است! برای همین هم کمی تبلیغات چاشنی آن کنید. اما بازهم می گویم : به یاد داشته باشید که در این راه نه افراط پسنیده است و نه تفریط. معتدل باشید.

8. چگونه می­توانم موفقیت بازاریابی آنلاین خود را بسنجم؟

شما با استفاده از Google Analytics، می­توانید کارهای زیادی انجام دهید؛ مثلاً کلیدواژه­های ورودی سایت تان را ردگیری کنید، دریابید کاربران بر روی چه لینک هایی کلیک کرده اند و وارد سایت شما شده اند؟ رفتار و واکنش بازدیدکنندگان سایت­تان نسبت به مطالب، مقالات و محتواهای آن را بفهمید و متوجه شوید که کدام بخش­های سایت، بیشترین تاثیر را در تبدیل بازدیدکننده به مشتری داشته است.
نرخ تبدیل (Conversion Rate) یک صفحه سایت، یعنی درصد بازدیدکنندگانی که با پر کردن یک فرم، دانلود یک دوره آزمایشی رایگان، برقراری یک تماس تلفنی یا بدون انجام هیچ اقدامی از این دست، به مشتریان شما تبدیل می­شوند.
با رصد "نرخ تبدیل"، متوجه خواهد شد که کدام صفحات سایت، مورد توجه کاربران بوده و کدام بخش­ها، علاقه و انگیزه­ای را در به وجود نمی­آورد و متعاقب آن فروشی رخ نمی دهد.

خاتمه

در پایان امیدوارم این مقاله، برخی از تصورات غلط و رمزآلودی را که در مورد بازاریابی اینترنتی وجود دارد، اصلاح کرده باشد. شجاعت پرسیدن، بسیار با ارزش است. در بازاریابی اینترنتی نیز همانند بسیاری دیگر از امور، این احمقانه نیست که کسی یک سوال ابتدایی و حتی ناشیانه بپرسد، بلکه به نظر من فرد بزدلی که شجاعت پرسیدن ندارد، مرتکب احمقانه­ترین کارها می شود.
 


دیوید کی ویلیامز
 
تعداد مقالات 1 عدد
مهدی ربیعی
 
تعداد مقالات 78 عدد
       
کپی رایت