داستان سرایی شیوه ای جالب در برندسازی و بازاریابی شبکه اجتماعی

یکشنبه 18 فروردين 1392

داستان سرایی را می توان موج جدیدی در بازاریابی برند قلمداد کرد. تعریف داستان یک برند و شرکت، و بازگو کردن تجارب شخصی از محل کار، پرسنل و حتی مشتری ها، شیوه ای جالب برای ترغیب مخاطبان به شمار می رود.
آیا دوست دارید قدرت و محبوبیت شبکه های شلوغ اجتماعی را به خدمت کسب و کار خود درآورید؟
بسیار خوب، راهکارهای مختلفی برای نیل به این هدف وجود دارد که داستان سرایی یکی از آنهاست. البته منظور ما قصه پردازی، افسانه سرایی و نقل حکایات تاریخی نیست، بلکه منظور روایت داستان خود شماست، داستان برند و شرکت شما.
هنگامی که شما ماجرای شرکت خود را بیان می کنید، خودمانی تر می شوید و از دنیای خشک و رسمی تجارت قدری دور می شوید. این، یک مزیت است.
این نقل حکایت ها -  اگر درست انجام شود – معمولاً برای افراد جالب است. در این صورت مشتری ها و مخاطبین، به برند شما توجه بیشتری نشان می دهند و در پایان از شما خرید خواهند کرد.
رسانه های اجتماعی این امکان را به شما می دهد که روابط مستحکمی با مشتری های بالقوه و بالفعل خود برقرار کنید.
در گذشته داستان سرایی هایی از این دست، هزینه زیادی به دنبال داشت و فقط از عهده برخی شرکت های مهم و پولدار بر می آمد ولی امروزه این کار با استفاده از ابزارها، شبکه ها و رسانه های اجتماعی بسیار آسان شده و تقریباً بدون هیچ هزینه ای، به خوبی انجام شدنی است.
ذیلاً به فوت و فن های این کار اشاره می شود.
 
  1. از برند خود بگویید
معمولاً هر شرکت و کسب و کاری، آغاز هیجان انگیزی دارد. شنیدن ماجرای شکل گیری هسته اولیه شرکت ها که اغلب بسیار مختصر و ساده است، برای مشتری ها جالب، سرگرم کننده و حتی آموزنده است. هنگامی که یک مشتری حکایت تولد شرکت شما را می شنود، با شما احساس نزدیکی می کند.
 
  1. از پرسنل خود بگویید
 پشت کسب و کارها و سازمان ها «انسان» قرار گرفته و هر انسانی هم ماجرایی برای گفتن دارد. چه بسا یکی از کارمندان شما، مادری است که وقتی پس از اتمام کار به خانه می رود، وظیفه مراقبت از چند فرزند را بر عهده دارد. شاید هم یکی از پرسنل شما دانشجوست و بعضی روزها برای مطالعه و شرکت در امتحانات دانشگاه مجبور است از شما مرخصی بگیرد. احتمالاً برخی از کارمندان شما مجردند و ماجراهایی سرشار از نشاط وانرزی از سفرهای تفریحی خود دارند. به راستی داستان آن کارمند بخش فروش که همواره لبخند زیبایی به لب دارد، شنیدنی نیست؟ یا آن کارمندی که همواره با همکارانش شوخی می کند و بسیار خوش مشرب است؟
به هر حال، حکایت پرسنل خود را، به زبان و بیان خودشان، در شبکه های اجتماعی منتشر کنید. اگر می خواهید در این خصوص ایده بگیرید، به داستان ماری در مک دونالدز سری بزنید.
 
  1. از مشتری های خود بگویید
 یک عکس ارزشمندتر از هزاران کلمه است. بعضاً تصاویر در انتقال مفاهیم می توانند بسیار بهتر از کلمات و جملات عمل کنند.
مشتری های شما نیز می توانند وارد این بازی جذاب شوند. از اتفاقاتی که در مورد مشتری های شما رخ می دهد، بنویسید. ماجرا، پیچیده نیست. هر چیزی می تواند بهانه ای برای نوشتن باشد.
مثلاً گاهی اوقات به هنگام ارسال پستی کالای شرکت به گیرنده، اشتباهی رخ می دهد و کالا از جای دیگری سر در می آورد و این وسط ماجراهایی رخ می دهد که خواندن آنها می تواند سرگرم کننده باشد.
در این خصوص، قرار نیست از تکنیک های پیچیده داستان نویسی استفاده کنید. اتفاقاً برعکس؛ هر چه خودمانی تر بنویسید، خواننده بیشتری خواهید داشت.
واقعیت دنیای تجارت آن است که مشتری ها به خود شما اهمیت نمی دهند بلکه آن نیازی که کالا یا سرویس شما می تواند از آنها برطرف سازد، برایشان مهم است. شرکت شما هر سرویس و کالایی که عرضه نماید، به هر حال مشکلی را حل می کند و نیازی را برطرف می سازد. کافی است اینها را در وب مکتوب کنید.
 
  1. مشتری ها از خودشان بگویند
 راهکار بهتری هم در این خصوص وجود دارد؛ یعنی به جای این که خودتان بخواهید داستان مشتری ها را نقل کنید، از خود مشتری ها تقاضا کنید که در این راه پیش قدم شوند. وظیفه شما این است که آنها را برای این کار سر شوق آورید و به آنها انگیزه بدهید.
معمولاً هر شرکت موفق، داستان های بسیاری از مشتری های خوشحال و متشکر خود دارد؛ چیزی که ما آن را رضایت نامه مشتری می نامیم. این کار معادل امروزی همان رضایت نامه های سابق است.
رضایت نامه یا همان داستان موفقیت، بخش مهمی از بازاریابی دهان به دهان محسوب می شود، اما با استفاده از رسانه های اجتماعی، امروزه این کار آسان تر و سریع تر انجام می گیرد.
نگاهی به مشتریان پراحساس خود و یا کسانی که تعاملات و روابط گسترده ای با شما داشته اند بیاندازید، سپس ابزاری برای سخن گفتن از شما در اختیارشان قرار دهید. با اندکی تشویق و ترغیب، می توانید یک سونامی از مشتریان خود که مایلند از شما و درباره شما بنویسند ایجاد کنید.
تذکر: به مکانی که قرار است میزبان این حکایت ها شود، دقت کنید. به عنوان مثال شما می توانید از سرویس North Social به صورت پاتوقی برای مشتریان خود استفاده کنید.
 
  1. استفاده فراوان از عکس
 یک عکس ارزشمندتر از هزاران کلمه است. بعضاً تصاویر در انتقال مفاهیم می توانند بسیار بهتر از کلمات و جملات عمل کنند. رشد محبوبیت شبکه های اجتماعی همچون پینترست، اینستاگرام و تامبلر موید این ادعاست. این یک واقعیت است، هر چند ممکن است برخی آن را سطحی بدانند.
هنگامی که شما در فضای وب، داستان روایت می کنید، تصاویر می تواند دید جدید و جذابی از برند شما، دفتر کار شما و پرسنل شما به مخاطب القا کند.
 
  1. استفاده بی محابا از ویدئو
 هر ویدئو نیز – مانند یک عکس – می تواند به اندازه هزاران کلمه، سخن و پیام داشته باشد. ویدئوهای آنلاین – از 30 ثانیه گرفته تا 2 دقیقه – قادر است در جذب مخاطب، کارکردی مشابه تبلیغات پرطمطراق و گران تلویزیونی داشته باشد.
شما هم خوب است دست به کار شوید: کلیپ های کوتاهی از کارکنان و مشتریان خود که در آن داستان های شخصی شان را نقل کرده اند، ایجاد و آپلود کنید.
 
  1. انسان باشید!
 هر چند قرار است شما در رسانه ها و شبکه های اجتماعی داستان سرایی کنید، اما این دلیل نمی شود که مانند یک رایانه عمل کنید؛ بلکه دقیقاً برعکس، اگر شما در بیان حکایت های خود یا دوستان تان واقعاً «خودتان نباشید»، به احتمال قریب به یقین از برقراری ارتباطات تنگاتنگ و ادامه دار با مخاطبان خود ناتوان خواهید بود.
می شود که فضای این کار را عاطفی و پراحساس کنید. داستان های هیجان انگیز و ماجراهای «واقعی» از شرکت، می تواند برند شما را محبوب کند و سر زبان ها آورد. در این فرآیند، اندازه شرکت شما، تعداد کارمندان آن و حتی موفقیت فعلی آن، چندان اهمیتی ندارد.
 
خاتمه
در پایان ذکر چند نکته بد نیست:
به فرض که شما بهترین داستان سرای جهان هستید. اگر حکایات خود را در اختیار مخاطبان خویش قرار ندهید، انتظار چه معجزه ای دارید؟! شما که قصد ندارید فقط برای دل خودتان قلمفرسایی کنید. درست است؟
از آن طرف، اگر مخاطبان نامرتبطی بیایند و داستان های شما را بخوانند و بشنوند، بهترین داستان ها هم ثمری نخواهد داشت. هر چیز به جای خودش نکوست.
خبر خوش این است که داستان سرایی در وب، نسبت به شیوه های قدیمی این کار در رسانه های سنتی، ارزان تر و با ریسک کمتر است.
بنابراین اگر داستانی که امروز بر سایت شرکت خود گذاشته اید، خیلی نظر افراد را به خود جلب نکرد، نگران و دلسرد نشوید. می توانید فردا یکی دیگر را امتحان کنید. کافی است به گونه ای هوشمندانه، کلید این کار را بزنید.
 


دیو کارپن
 
تعداد مقالات 1 عدد
مهدی ربیعی
 
تعداد مقالات 78 عدد
       
کپی رایت