10 اشتباه مدیران وب سایت های اینترنتی و پورتال های تجارت الکترونیک برای تولید محتوای لازم برای بازایابی اینترنتی و فروشگاه مجازی

10 اشتباه رایج در بازاریابی محتوا (بخش دوم از سوم)

در بخش اول از مقاله به 3 اشتباه رایج از مجموع 10 اشتباهی که ممکن است در بازاریابی محتوا مرتکب شوید اشاره نمودم. در این بخش از مقاله قصد دارم به چهار اشتباه دیگر نیز اشاره ای داشته باشم که می خوانید.
4. محتواهای شما شبیه مطالب دیگران است
 
شما باید بتوانید محتواهایی متفاوت با آنچه که در هر سایت و وبلاگی یافت می شود، تهیه کنید.
 
در این خصوص نه تنها مانند دیگران عمل نکنید بلکه بکوشید رگه هایی از تفاوت و تمایز را در مطالب خود به کار گیرید.
 
برای نیل به این هدف راهکارهای مختلفی وجود دارد: سایت BrainPickings.org را بخوانید، داستان بخوانید، به تماشای فیلم های تاثیرگذار بنشینید و....
 
به دنبال خواندن پست های کسانی که «وبلاگ می نویسند» نباشید، بلکه مطالب افرادی را بخوانید که کلمات را با رشته های رنگی به هم وصل می کنند؛ یا کسانی که با هر پاراگراف، قسمتی از یک بوم نقاشی را تکمیل می کنند.
 
با زبان، کلمات، حروف و اعداد بازی کنید و اغراق و هیجان بیافرینید.
 
گاه لازم می شود که ساختارهای فعلی ادبی و نگارش را بشکنید.
 
خلق جملات کوتاه و شیوا لذت بخش است، همینطور خواندن آن برای کاربر.
 
بدانید هر کلمه ای که انتخاب می کنید، تکه ای از یک پازل و قسمتی از یک تصویر است.
 
فراموش نکنید امروزه در رقابت نفسگیر دیجیتالی که بر سر جلب توجه کاربران در گرفته است، کلمات مهمترین سربازهای شما هستند.
 
از آنها به خوبی و به جا استفاده کنید.
 
5. موج سواری کنید
 

امروزه اینترنت دوران کودکی خود را پشت سر گذاشته است. پهنای باند ارزان شده و متن و تصویر دیگر یکه تاز این عرصه نیستند. در حال حاضر ما با فرمت های مختلفی همچون ویدئو، پادکست، نمایش اسلاید گرافیک، پخش زنده و دیگر فرمت هایی که می تواند ابزاری خوبی برای انتقال پیام شما باشد، روبرو هستیم.

اگر شما پیش از نوشتن مقاله تان، حداقل یک بار از Google Keyword Research  استفاده نکرده باشید، می توان این گونه نتیجه گرفت که شما نه برای یک مخاطب بلکه برای دل خودتان قلم می زنید.
 
در واقع این کار را باید رونامه نگاری نامید، نه بازاریابی.
 
اگر هم از این ابزار استفاده کرده اید، بدانید که تازه در آغاز راه قرار دارید.
 
در خصوص کشف میزان بازتاب کلیدواژه ها در وب، شیوه ها و ابزارهای مختلفی وجود دارد که شما می تواند همه یا برخی از آنها را به کار گیرید:
 
Topsy: لینک های برتری که در توییتر و گوگل پلاس به اشتراک گذاشته می شود.
 
Google Trending Searches: داغ ترین موضوعاتی که الان در گوگل جستجو می شود.
 
Google Trends: میزان جستجوی یک کلیدواژه خاص در طی یک دوره زمانی مشخص.
 
Yahoo Trending News: داغ ترین کلیدواژه هایی که در قسمت اخبار گوگل جستجو شده است.
 
YouTube Trends Dashboard: برترین ویدئوهای روز، بر اساس کشور، شهر، سن و جنسیت.
 
YouTube Trends Blog: ارزیابی رویدادهای ویدئویی و این که چرا برخی ویدئوها محبوب می شود.
 
BottleNose: یک ابزار تحلیل شبکه های اجتماعی به صورت آنی.
 
PopUrls: به معنای سایت های دوست داشتنی، محلی است برای گرداوری پرمخاطب ترین لینک ها از منابع خبری اصلی همچون Digg، Reddit و Huffpo.
 
شما با بهره گیری از این ابزارها می توانید روند موفقیت و محبوبیت محتواهای خود را از دید خوانندگان بررسی کنید.
 
در کنار این شیوه ها، متدهای دیگری نیز برای نیل به این هدف وجود دارد.
 
به عنوان مثال من عبارت landing pages (صفحات فرود) را در گوگل ترندز محک زدم و متوجه شدم که این موضوع، رویداد محبوب و داغی است که احتمالاً اگر از آن استفاده کنم، مخاطبان زیادی را به سمت خود جذب خواهد کرد.
 
من همین عبارت را در BottleNose وارد کردم و با استفاده از ابزار Sonar این ابزار دریافتم که Ramit Sethi و Interview Comic دو عبارتی است که در این زمینه حضور پررنگی دارند و در مورد این دو، مباحثات زیادی صورت گرفته است.
 
 
البته من نمی خواهم در استفاده از landing pages دقیقاً پا جای پای Ramit بگذارم بلکه بهتر می بینم مقاله ای درباره این که چگونه Interview Comic توانسته آرام آرام جای اینفوگرافیک های سنتی را بگیرد، نگارش کنم؛ که در آن احتمالاً:
 
  • درصد به اشتراک گذاشته شدن مطلبم افزایش می یابد؛
  • بر کارهای Ramit موج سواری می کنم؛
  • در حجم عظیمی از مطالبی که در خصوص landing pages نوشته شده، گم نمی شوم.
 
بنابراین خوشبختانه قبلاً حدود نیمی از کار انجام شده است و من باید از این فضای مهیا، به نفع خود بهره برداری کنم.
 
6. شما در محتواهای خود از یک نوع فرمت استفاده می کنید
 
امروزه اینترنت دوران کودکی خود را پشت سر گذاشته است.
 
پهنای باند ارزان شده و متن و تصویر دیگر یکه تاز این عرصه نیستند.
 
در حال حاضر ما با فرمت های مختلفی همچون ویدئو، پادکست، نمایش اسلاید گرافیک، پخش زنده و دیگر فرمت هایی که می تواند ابزاری خوبی برای انتقال پیام شما باشد، روبرو هستیم.
 
اکنون زمان استفاده از وبکم ها، میکروفون ها، برنامه های طراحی (نظیر گیمپ) و بسیاری از دیگر ابزارهایی است که می توانید آنها را به رایگان و یا با پرداخت مبلغی اندک به خدمت گیرید (free stuff و barter در craigslist جستجو کنید).
 
اگر چه ممکن است یک نوع فرمت خاص بیش از همه به کار شما بیاید (برای من، ویدئو بهترین فرمت است) ولی دیگر فرمت ها هم می توانند مکمل این قضیه باشد. چرا؟
 
به این دو دلیل:
 
اولاً مخاطبان مختلف سایت شما، به روش های متفاوتی اطلاعات مورد نظر خود را به دست می آورند، بنابراین اگر شما از فرمت های مختلفی استفاده کنید، در واقع می توانید طیف بیشتری از کاربران خود را راضی نگه دارید و یا مخاطبان جدیدی به دست آورید.
 
ثانیاً استفاده از فرمت های رسانه ای مختلف، به اعتبار سازمان و برند شما می افزاید.
 
با این روش شما می توانید از فرمت های مختلف برای به نمایش گذاشتن ابعاد گوناگون برند تجاری خود استفاده کنید.
 
به عنوان مثال، من از فایل های ویدئویی برای معرفی اجمالی سایت و شرکت خود استفاده می کنم ولی از پادکست های صوتی برای ارائه مطالب عمیق تر همچون مصاحبه های کارشناسی شده بهره می گیرم.
 
نظر کارشناسان این است که اگر شما خود را به استفاده از فقط یک فناوری محدود کنید، در واقع خواسته و ناخواسته کاری کرده اید که «بخشی» از پیام خود را در اختیار دیگران بگذارید و یا پیام خود را در اختیار «بخشی» از مخاطبان خویش قرار دهید.
 
با این حال، دو مانع بزرگ بر سر راه استفاده از فرمت های نوین وجود دارد: یکی خود فرمت و دیگری برنامه ریزی های قبلی برای تولید محتوا.
 
خوشبختانه بر هر دو مانع می توان به آسانی غلبه کرد.
 
کافی است بخواهید و دست به کار شوید.
 
7. بر محتواهای خود همیشه یک جور رخت می پوشانید!
 
معمولاً افراد با کت و شلوار شیک به جشن عروسی می روند ولی هنگامی که قرار است در زمین چمن با دوستان خود مسابقه فوتبال غیرحرفه ای برگزار کنند، از لباس های معمولی و حتی نیمه مندرس  استفاده می کنند.
 
این امر در وب هم صادق است.
 
شما نباید محتواهای خود را همه جا به یک صورت منتشر کنید.
 
هر شبکه اجتماعی و هر تالار گفتگو یک سری قواعد و قوانین خاص خود را دارد که باید آنها را بشناسید و کشف کنید.
 
مطالبی را که در شبکه های اجتماعی عمده (فیس بوک، توییتر، لینکدین و گوگل پلاس) منتشر می کنید، پس از چندی تجزیه و تحلیل نمایید تا مشخص شود که چه محتوایی در چه سایتی بهتر خوانده می شود، بیشتر کامنت می گیرد و بیشتر به اشتراک گذاشته می شود.
 
پس از چندی که قلق کار را پیدا کردید می توانید قبل از پست یک مطلب در این شبکه ها، دست به گزینش بزنید و بهترین ها را برای مناسب ترین پلتفرم انتخاب کنید.
 
مثلاً عنوان، جمله بندی یا سجاوندی هر مطلب را متناسب با هر شبکه اجتماعی تغییر دهید.
 
واضح است آنچه را که در فیس بوک می نویسید باید تفاوت هایی با مطالبی که در لینکدین به اشتراک می گذارید، داشته باشد؛ چه اولی یک شبکه اجتماعی شلوغ با صدها میلیون کاربر است و دومی پلتفرمی است ویژه مدیران، کارآفرینان و صاحبان مشاغل و صنایع.
 
با این حال، سایت های دست دوم را از قلم نیندازید؛ شبکه هایی همچون Digg، Stumbleupon و Reddit را، که هم مخاطبان خاصی دارند و هم سبک و استایل ویژه خود را.
 
ادامه دارد....
 


تامی واکر
 
تعداد مقالات 3 عدد
مهدی ربیعی
 
تعداد مقالات 78 عدد
       
کپی رایت

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران: