
همه شما داستان گویی هایی که در ابتدای فیلمهای قدیمی دیزنی شاهد بودهایم را به خاطر دارید. فیلمهایی که با باز شدن یک کتاب قصه شروع شده و داستان گوی قصه، شروع به گفتن حقیقتی میکند. حقیقتی که در آن داستانی شگفت انگیز در ادامه رخ خواهد داد و سرشار از امید، رمزآلود بودن و پیروزی خیر بر شر خواهد بود.
چرا ما مبالغ بسیار زیادی را هر سال صرف دیدن فیلمهایی میکنیم که در آنها، سرنوشت دیگران به نمایش گذاشته میشود. چرا انسانها علاقهمندند در مورد افراد شناخته شده جامعه اطلاعاتی را بدست آورده و آن را به اشتراک با دیگران گذارند. شاید ما نیز مانند آنان علاقهمند داشتن شانسهای بهتر و یا حتی مقایسه سرنوشت خود با دیگران باشیم.
چرا وب سایتها چرا نباید نسبت به تعریف داستان شخصی و یا شرکتی خود اقدام کنند مطمئناً دانستن داستان شرکت برای مردم و کاربران آن وب سایت جالب و خواندنی خواهد بود. در اغلب اوقات بیشتر وب سایتها در رابطه با این که چه کسانی در زمره گردانندگان آن وب سایت قرار داشته و چه کسانی آن را راه اندازی کردند، اطلاعاتی به مشتریان نمیدهند. تنها اطلاعاتی که در این رابطه به کاربران داده میشود صفحه ای به عنوان ارتباط با ماست که در آن اطلاعات ناقص و بریده بریده ای از گردانندگان وب سایت وجود داشته که اغلب هیچ یک از کاربران نسبت به آن علاقه ای نشان نمیدهند. اما باید دانست که انتشار دادن داستان یک شرکت میتواند به زمره دادن شخصیت به آن بوده و در ایجاد وفاداری مشتری به آن، نقش به سزایی داشته باشد. در ادامه به برخی از روشهای ارائه و داستان گویی، اشاره خواهد شد.
همه ما میدانیم که استفاده از نوع قلم صحیح، رنگها و جلوه های طراحی در احساس انتقالی به کاربران بسیار مه ماند. احساسی که به کاربران خود ارسال میکنیم بایستی خالی از هرگونه تکلف و پیچیدگی بوده و فقط حامل پیامی مشخص برای آنان باشد. هیچ یک از ما علاقه نداریم مبالغ هنگفتی که صرف ساخت وب سایت خود میکنیم به هدر رفته و وب سایت ارزشمند ما به عنوان یک فروشگاه درجه دو یا سه تلقی شود. ارائه داستان به روایت تصویر یکی از روشهایی است که از ابتدای حضور وب توسط طراحان مورد استفاده قرار گرفته است. اما در استفاده از این روش، رعایت دقت بسیار مهم است. تبدیل داستان شرکت و یا وب سایت به تصاویر، باید به گونه ای صورت بگیرد که در راستای علاقهمندیهای مشتریان باشد. از این رو لازم است نسبت به شناسایی شخصیت و روحیات مشتریان خود دقیق باشیم. این وظیفه بایستی توسط طراحان به طور جد پیگیری شود. این که مشتریان ما چه کسانی هستند، چه کاری انجام میدهند و چه مواردی از اهمیت بیشتری برای آنان برخوردار است، باید مورد نظر ما قرار گیرد. سپس میتوانیم یک زبان تصویری از وب سایت خود تهیه کرده و آن را در راستای نیازهای مشتریان هدایت کنیم.
نحوه سخن گفتن و روشی که ما در آن زبان را بکار میگیریم بسیار مهم است. تمامی محتویات وب سایت، باید دارای زبان به خصوصی باشند. زبانی واحد که در تمامی این بخشها استفاده میشود. محتوای وب سایت، سفارش دهی محصولات، متنهای استفاده شده در وب سایت و یا حتی پیغامهای خطایی که به کاربران داده میشود، بایست دارای روحی واحد در زبان خود باشند و این احساس را به کاربر انتقال دهند که داستانی که در این وب سایت وجود دارد ناشی از یک هدف و یک جان مایه ویژه است. به طور مثال شما هیچ گاه از عباراتی مانند حراج فوقالعاده و یا محصولات مجانی استفاده نمیکنید چرا که این عبارتها حاوی پیامی هستند که دست مشتریان در چانه زنی را باز گذاشته و آنان را به خرید با کمترین قیمت اجناس ترغیب میکنند.
معتقدم تمامی خریدهایی که انجام میدهیم در نهایت از احساس ما سرچشمه میگیرند. اگرچه ممکن است قبل از خرید نسبت به تحقیقات و بررسی نظرات مخالفین و موافقین یک محصول اقدام کنیم. اما در انتها پالس نهایی که ما را نسبت به خرید یک محصول رهنمون میسازد، احساسی است که از درون ما به ما انتقال مییابد. احساسی که در زمان خرید یک شلوار لی با وجود قیمت زیاد محصول به فرد میگوید که این پوشش بر بدن او خوش نماست و احساساتی از این قبیل که تمامی ما در هنگام خرید تجربه کردهایم، همه از این دستهاند. اما روش دیگری که میتوان با آن به فروش محصولات مبادرت نمود، استفاده از گواهینامه های تصدیق کیفیت و زیبایی محصولات ماست. اما این گواهینامهها چیستند؟ خریدارانی که یک بار از شما خرید کردهاند و مهر تأییدی بر کیفیت محصولات و خدمات شما زدهاند، میتواند به عنوان یک گواهینامه معتبر برای شما تلقی شوند. داستانی که از زبان مشتریان شما برای دیگر افراد جامعه در رابطه با کیفیت محصولات شما گفته میشود، میتواند به عنوان یک گواهینامه معتبر، تأثیر به سزایی در جذب مخاطبین بیشتر خواهد داشت. این که یک انسان بی طرف نسبت به یک محصول ادعای تصدیق یک کیفیت داشته باشد، میتواند باعث تأمین اعتبار و جذب مخاطبین بیشتر شود. اما روشی که این داستان از زبان مشتری برای دیگران تعریف میشود تا حدود زیادی به شما ارتباط دارد. شما میتوانید این داستان گویی را جهت دهی کنید. بنابراین تلاش کنید احساسی که برای مشتریان به جا میگذارید نتیجه های مطلوبی در بر داشته و آنان را تبدیل به تبلیغ کنندگان اجناس شما در جامعه کند. این مورد میتواند به عنوان سلاح نادیدنی شما مورد استفاده قرارگرفته و آینده کاری شما را تضمین کند.
شاید دیده باشید در بعضی از تبلیغات، شرکتها به معرفی خود نمیپردازند بلکه آنان به معرفی ضعفهای رقبای خود پرداخته و آنان را در چشم مخاطبین خراب میکنند. پس از اینکه مخاطبین با جلوه ای نابود شده و گسیختگی از رقبای شما مواجه میشوند، به دنبال گزینه ای بهتر خواهند بود. میتوانید در این زمان خود را به عنوان این گزینه مطرح کنید و با ایجاد اعتماد، ساحل نجات را به آنان نشان دهید. بنابراین داستان گویی به این شکل میتواند برای شما بسیار موثر باشد. مشتریان با دانستن داستانهایی بیشتر علاقهمند به دیدن نتیجه خواهند بود. وقتی شما به عنوان نتیجه به آنان معرفی میشوید، راهی جز انتخاب شما برای آنان وجود نخواهد داشت. بنابراین تلاش کنید تا با بهینه سازی شیوه داستان گویی خود، جلوه های متمایز و مطلوب از خود در نظر کاربران، پدید آورید.
